امیرالمومنین علی(ع) در جنگ بدر
چهره امیرالمومنین على (ع) در آینه جنگ بدر

بـه عـنـوان نـمـونـه ، سـلحـشـورى و فـداكـارى عـلى (عـلیه السلام ) را در آینه جنگ بدر بنگریم كه داستانش در قرآن ، ذكر شده است ، جنگ بدر، اوّلین جنگى است كه مسلمانان در آن آزمـایـش شـدند و ترس و وحشت آن جنگ ، عدّه اى از دلیران اسلام را به كـنـار مى كشاند و هركدام به بهانه اى شانه خالى مى كردند و خود را از صحنه دور مى نمودند چنانكه قرآن در ترسیم این موضوع مى فرماید:
((كـَما اَخْرَجَكَ رَبُّكَ مِنْ بَيْتِكَ بِالْحَقِّ وَانَّ فَریقا مِنَ الْمُؤْمِنینَ لَكارِهُونَ # يُجادِلُونَكَ فِى الْحَقِّ بَعْدَ ما تَبَيَّنَ كَاءنَّما يُساقُونَ اِلَى الْمَوْتِ وَهُمْ يَنْظُرُونَ )).
(((خـشنودى بعضى از شما از چگونگى تقسیم غنایم بدر) همانند آن است كه خداوند تو را از خـانـه ات بـه حـق بـیرون فرستاد (به سوى میدان بدر) در حالى كه جمعى از مؤ منان كـراهت داشتند. آنان با اینكه مى دانستند، این فرمان خداست ، باز با تو ستیز مى كردند. (و آنـچـنـان وحشت زده بودند كه ) گویى به سوى مرگ رانده مى شوند و (آن را با چشم خود) مى نگرند)).
و در تعقیب آیات فوق مى فرماید:
((وَلا تـَكـُونـُوا كـَالَّذِیـنَ خـَرَجـُوا مـِنْ دِیارِهِمْ بَطَرا وَرِئاءَ النّاسِ وَيَصُدُّونَ عَنْ سَبِیلِاللّهِ وَاللّهُ بِما يَعْمَلُونَ مُحِیطٌ)).
((و مانند كسانى نباشید كه از سرزمین خود از روى هواپرستى و غرور و خودنمایى كردن در بـرابـر مـردم (به سوى میدان بدر) بیرون آمدند و مردم را از راه خدا باز مى داشتند و خداوند به آنچه عمل مى كنند، آگاه است )).
بـلكـه تـا آخـر سـوره انـفـال ، سـخـن از بـهـانه جویى و شانه خالى كردن عدّه اى است ، اگـرچـه تـعـبـیـرات ، گـونـاگـون است ، ولى از نظر معنا، هماهنگ و داراى معانى متّحد مى باشند.
خلاصه این جنگ از این قرار است : مشركان به سرزمین بدر آمدند و براى جـنـگ بـا مـسـلمـیـن ، اصـرار مـى كـردنـد و بـه بـسـیـارى افـراد سـپـاه خـود و بـسـیـارى امـوال و سـاز و بـرگ نـظامى و تجهیرات خود، تظاهر مى كردند، ولى تعداد مسلمانان در برابر آنان كم بود (313 نفر در حدود یك سوّم سپاه دشمن ) كه به علاوه گروههایى از مـسـلمـیـن بـا بـى مـیلى به جبهه آمده بودند و اضطرار و ناچارى ، آنان را به سوى میدان آورده بـود و وقتى كه سپاه دشمن در برابر سپاه اسلام قرار گرفت ، مشركان اعلان جنگ نـمـودند و با فریادهاى خود، مبارز طلبیدند (سه نفر به نامهاى : ولید، عتبه و شیبه از شجاعان لشگر دشمن به میدان آمده و مسلمین را به جنگ دعوت نمودند و هماورد طلبیدند).
انـصـار (مـسـلمـیـن مـدینه ) به پیش آمدند و چند نفر از خود را به میدان فرستادند، پیامبر (صـلّى اللّه عـلیـه و آله و سلّم ) از آنان جلوگیرى كرد و به آنان فرمود:((مشركین همتاى خـود را (كـه اهـل مـكـّه انـد) بـه جـنـگ مـى طـلبـنـد و شـمـا (اهل مدینه ) همتاى آنان نیستید)).
سـپـس رسـول اكرم (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ) امیرمؤ منان على (علیه السلام ) را به جـنـگ بـا دشـمـن فـرمان داد و حضرت حمزه و عبیدة بن حارث (عمو و پسرعموى خود) را به هـمـراه عـلى (علیه السلام ) فرستاد و در برابر دشمن ، صف آرایى كردند. وقتى كه این سـه نـفـر بـه مـیـدان تاختند؛ چون كلاهخود و لباس جنگ ، آنان را پوشانده بود، دشمنان آنـان را نـشـناختند، پرسیدند شما كیستید؟ آن سه نفر خود را معرّفى كردند و نسب خود را بیان نمودند و گفتند:((كِفاءٌ كِرامٌ؛ شما همتایان گرامى هستید)). نایره جنگ (تن به تن ) در گرفت (به مقتضاى سن ) ولید با على (علیه السلام ) به نبرد پرداخت و على (علیه السـلام ) بـه او مـهلت نداد و او را كشت . عتبه با حمزه به جنگ پرداخت ، طولى نكشید كه به دست حمزه كشته شد. شیبه با عبیده هماور شد (و این دو، مدّتى جنگیدند) دو ضربت بین آنان رد و بدل شد كه یكى از آنها باعث جدایى ران عبیده گردید، على (علیه السلام ) با ضـربتى بر شیبه ، عبیده رااز چنگال او رهانید و همین ضربت ، شیبه را كشت و در كشتن او حمزه (علیه السلام ) نیز على (علیه السلام ) را یارى مى كرد.
كـشته شدن سه نفر از دلاوران دشمن ، نخستین شكست ذلّت و سرافكندگى را بر كافران وارد سـاخـت ، آنـان بـا وحـشـت و حیرت ، مرعوب اقتدار مسلمین گشتند و نشانه هاى پیروزى مسلمین ، آشكار شد.
سـپـس عـلى (عـلیـه السلام ) در برابر ((سعید بن عاص )) قرار گرفت و با او به نبرد پـرداخـت در حـالى كه دیگران از برابر شمشیر على (علیه السلام ) گریختند و همان دم سعید بن عاص نیز به دست على (علیه السلام ) كشته شد.
سـپـس ((حـنـظـله )) پـسـر ابـوسفیان ، در برابر على (علیه السلام ) قرار گرفت ، على (عـلیـه السلام ) او را نیز كشت . پس از او ((طعیمة بن عدى )) به جنگ على (علیه السلام ) آمد، على (علیه السلام ) او را نیز به هلاكت رساند.
و سـپس على (علیه السلام ) ((نوفل بن خویلد)) را ـ كه از شیطانهاى قریش بود ـ كشت و بـه هـمـین منوال یكى پس از دیگرى به دست على (علیه السلام ) كشته شدند به گونه اى كه بیش از نیمى از كشته شدگان دشمن كه جمعا هفتاد نفر بودند (36 نفر آنان ) تنها به دست با كفایت امیرمؤ منان على (علیه السلام ) كشته شدند و همه مسلمین كه در جنگ بدر شـركـت كـرده بـودنـد، همراه سه هزار نفر از فرشتگان كه نشانه هاى مخصوصى داشتند ، نیم دیگر از آن هفتاد نفر را كشتند، بنابراین ، على (علیه السلام ) به اعانت الهى و توفیقات و تاءییدات خداوند، تنها عهده دار كشتن نیمى از كشته شدگان شد و در نـتـیـجـه پـیـروزى مسلمین بر دشمن ، به دست على (علیه السلام ) صورت گرفت و پایان جنگ نیز اینگونه بود كه پیامبر( صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ) مشتى از ریگ زمین را بـرداشت و به روى دشمن پاشید و فرمود: ((شاهَتِ الْوُجُوهْ؛ زشت باد چهره هاى شما))، و هیچ كس از دشمن در صحنه نماند و همه پا به فرار گذاشتند:((و خداوند امور مؤ منان را در جنگ ، كفایت كرد و او قوى و شكست ناپذیر است )).
سایت جامع سربازان اسلام
جنگ بدر،بدر،بدریون،جنگ در اسلام،علی در جنگ بدر،امام علی در جنگ بدر،حضرت علی در جنگ بدر،امیرالمومنین در جنگ بدر،مولا در جنگ بدر،امیرالمومنین علی در جنگ بدر،حیدر در جنگ بدر،حیدر کرار در جنگ بدر،اسلام و جنگ،جنگ اسلامی،جنگ های مسلمانان،جنگ اسلام و کفر،جنگ جنگ تا پیروزی،جنگ های صدر اسلام،در جنگ بدر چه گذشت،در جنگ بدر چه گذشت؟،313،313نفر،313 یار،شهدای بدر
کمک مالی به سایت جامع سربازان اسلام
کمک مالی به سایت جامع سربازان اسلام